ورود کاربران




ثبت نام در سایت

  قصه‌اي كلاسيك كه خيلي امروزي است

سینمای‌جهان- كارن شاه نظرف، فيلم‌ساز روس براي تازه‌ترين كار سينمايي خود "اتاق شماره 6" به سراغ يكي از قصه‌هاي كوتاه آنتوان چخوف رفته است

او قصه كلاسيك چخوف را به صورت يك داستان امروزي درآورده كه در روسيه معاصر اتفاق مي‌افتد. قصه فيلم در باره دكتري به نام «راگين» است كه ايمان خود را از دست داده است. او در برخورد با يكي از بيماران خويش به نام «گروموف» وارد دنياي تازه‌اي مي‌شود كه تا قبل از اين فكرش را نيز نمي‌كرده است. شاه نظرف كار فيلم‌سازي را از سال 1975 شروع كرد و تا به حال 15 فيلم سينمايي كارگرداني كرده است. او در يك گفت‌وگوي اينترنتي در باره «اتاق شماره 6 » صحبت مي‌كند. با حذف سؤالات اين گفت‌وگو، ديدگاه شاه نظرف را در باره اين فيلم مي‌خوانيد:

شاه نظرف

اختلاف و بحث بين راگين و گروموف درونمايه اصلي فيلم است. راگين كه ايمان خود را از دست داده، ديگر به هيچ چيز اعتقاد ندارد. او همزمان هم محكوم است و هم حاكم، هم ستمكار است و هم ستمديده. اين شخصيت قصه چخوف را خيلي دوست دارم، چون يك شخصيت كليشه‌اي نيست. گروموف كه يك بيمار قديمي است، تأثير خودش را بر روي راگين مي‌گذارد. راگين فكر مي‌كند هيچ‌كس نمي‌تواند بر روي او تأثير بگذارد. به همين خاطر، در آخر داستان وقتي مي‌بيند كه چگونه تحت تأثير گروموف قرار گرفته، خودش هم تعجب مي‌كند. مشابه يك چنين شخصيتي را تا به امروز كمتر بر روي پرده سينما داشته‌ايم. به همين دليل، اكثر بازيگران سينماي روسيه مي‌خواستند اين نقش را بازي كنند. احساس مي‌كنم بازي در اين نقش براي آنها حكم يك چالش را داشت. بيست سال قبل براي اولين بار كه تصميم گرفتم قصه چخوف را تبديل به فيلمي سينمايي كنم،بازيگر ايتاليايي مارچلو ماستروياني بسيار علاقه‌مند بود كه نقش راگين را بازي كند.

آن زمان شرايط توليد فيلم مهيا نشد. حالا كه به گذشته نگاه مي‌كنم، احساسم اين است كه خيلي خوب شد آن را در آن زمان نساختم. براي كارگرداني چنين قصه‌اي بايد پختگي لازم را داشت و من در آن زمان اين پختگي را نداشتم. خودم مي‌دانم اگر« اتاق شماره 6»   آن زمان ساخته مي‌شد، كار خوبي از آب در نمي‌آمد. برخي از من گله مي‌كنند كه چرا به جاي بهره‌گيري از قصه‌اي امروزي، به سراغ يك قصه كلاسيك رفته‌ام. اما اصلاً اعتقاد ندارم كه قصه چخوف كاري قديمي است. اين قصه به شدت حال و هوايي امروزي دارد و هيچ وقت بوي كهنگي به خود نمي‌گيرد. اگر كمي با دقت به محيط اطراف خود نگاه كنيم، مي‌بينيم فضايي كه چخوف در آن دوران در قصه‌اش به تصوير كشيده، امروزه هم در بسياري از نقاط جهان دارد تكرار مي‌شود و اتفاق مي‌افتد. به همين دليل است كه مي‌گويم اين قصه به گونه‌اي است كه مي‌توان گفت در فضاي معاصر رخ داده است.

صحنه اي از «اتاق شماره 6»

براي اينكه حال و هواي واقع‌گراي قصه حفظ شود، تصميم گرفتم آن را در يك بيمارستان واقعي فيلم‌برداري كنم. حتي از خود بيماران و كادر پزشكي بيمارستان به عنوان سياهي لشگر استفاده كردم. استفاده اين گونه از يك فضاي واقعي (ونه دكور) كمك مي‌كرد تا تعادل بين واقع‌گرايي و قصه‌گويي را حفظ كنم. در عين حال، اين مسئله فرصت‌هاي خيلي خوبي را در اختيار من قرار داد. واقعيت اين است كه هنگام كار در محيط طبيعي تقريباً غيرممكن است كه بتواني در ارتباط با بازيگران دست به تجربه‌هاي ويژه‌اي بزني. براي همين، قبل از شروع فيلم‌برداري بازيگران اصلي‌ام را براي چند روز به بيمارستان بردم تا در جريان دقيق مسائل قصه و فضاي كار قرار گيرند. در عين حال، قبل از فيلم‌برداري  با بيماران بيمارستان هم صحبت كردم و اجازه فيلم‌برداري از آنها را گرفتم. برايم خيلي مهم بود كه تماشاگران فيلم بدانند كه اين شخصيت‌هاي فرعي در قصه فيلم نقش مهمي دارند و حضورشان معني و مفهوم ويژه‌اي در دل قصه فيلم دارد. واكنش خوبي هم از سوي بيماران دريافت كردم. آنها نهايت همكاري را با ما كردند و هر چه در توان داشتند انجام دادند تا كار چيز خوبي از آب در آيد. به آنها قول دادم كه فيلم را برايشان نمايش خواهم داد. وقتي فيلم را ديدند، خيلي پسنديدند و گفتند آن را دوست دارند.احساسم اين است كه آنها در مقايسه با ديگران، چيزهاي خيلي بيشتري در اين فيلم ديدند. بسياري از آنها عقيده داشتند «اتاق شماره 6» واقعيت‌هاي زندگي آنها را به شكل دقيقي منعكس كرده است.

منبع:
http://hamshahrionline.ir/News/?id=107040
امتیاز این خبر: 1.0/5 (1)
جمعه، 9 بهمن، 1388
توسط: TradingAge
تعداد بازدید: 91
امتیاز بدهید:
  • تا به حال 1.00/5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سایر اخبار روز
ارسال برای شبکه های اجتماعی
نسخه اصلی
 
نظر بدهید
 

جهت ارسال نظر لطفا در سایت عضو شوید.

 
مطالب دیگر